421
برای آدم های در سایه اما مهربان و تسهیل گر
برای سوپر مارکت سر کوچه که هر وقت خواستیم پول نقد داد و بجاش ما کارت کشیدیم
برای راننده تاکسی که پول درشت گرفت اما غر نزد و مابقی را داد
برای مهماندار شرکت که یخدان یخچال را همیشه پر نگه داشت
برای آن پسری که درب مترو با پا نگه داشت تا سوار شویم
برای همکاری که جای ما شیفت ایستاد
برای دوستی های دوری که حالمان را هر از چندگاهی پرسیدند
برای شیرینی فروشی که یک شیرینی برای تست به ما تعارف کرد
برای فروشنده ای که گفت من بودم این را نمیخریدم جنسش آنچنانی نیست
برای تمام آدم هایی که بی آنکه ما حتی آمادگی اش را داشته باشیم زندگی را قابل زیست کردند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۴۰۴ ساعت 5:14 توسط پاپن هایم
|